نمرات عربیمونم استاد زد فککنم31 ام بود یا شایدم1 تیر و البته من 20 نگرفتم و 19 شدم خب میدونستم 20 نمیشم و نمرم همینه استاد قائمی عزیز هم خیلی خوبه و برگه هامونو با عدالت امضا کرده..... (و البته من ازون شانسا ندارم که20 بگیرم
پاشاپور هم 25 صدم از من بیشتر گرفته اعصابم داغون شد .... ولی کاش یکم تجزیه ترکیب بیشتر میداد من به مبحث تجزیه و ترکیب در عربی خیلی علاقمندم( شاید بعضیا تعجب کنند خودمم الان متعجب شدم راستش که چرا
نمیدونید رضایی چقدر خوب میرقصه باور کنید خودش کلیپهای کوتاهی از رقص در ادوار و سنین متفاوت برام فرستاد و من خیلی زود متوجه شدم که خودشه
( اگه خودش نبود پس کی بود یکی متعلق به سالهای 30و اونورا بود
(شوخی کردم
گفتم کمی بخندیم میدونم بی مزه نبود) رمضان هم تمام شد دیروز عید فطر بود (عیدتون مبارک) این رمضان سخت ترین رمضانی بود که داشتم چون از خانوادم دور بودم و روزه بودم و درس و امتحانات و گرمای شدید هوا وووووو(و اینکه همه از اینکه کسی روزه بگیره متعجب میشدند برام عجیب بود بازم مردم سرزمین من هدایت یافته ترند(خراسان بزرگ) البته اینجا هم آدمهای خوب هست) راستی نمیدونید چقدر وسایلام زیاده و من نمیدونم چگونه ببرمشون نمیدونم چرا این دانشگاه اینجوریه کلا اینجا همه چیز عجیبه یه جایی به ما دانشجویان مظلوم نمیدن که وسایلامونو بزاریم و ما مجبوریم وسایلامونو ببریمو بیاریم و واقعا هم خاور احتیاج داریم برای حملشون
اونم منکه راهم دوره
از انجا تا مشهد که مشکل زیادی پیش نمیاد اما از ترمینال مشهد چطور ببرمشون تا راه آهن
امتحان دستورمون در مورخه 3 تیرماه 96 با استاد محمدی برگزار شد سر کلاس نشسته بودیم و همه نگرانو مضطرب منیژه گفت اگر فلان کتاب رو بخونیم یکم متوجه میشیم زارعی اداشو درآورد ( اینجوری اینجوری)نبودید ببینید و منیژه مظلوم چون همیشه هیچ نگفت
امتحان آنقدر سخت بود که نگو و بگمانم همگی ما بیفتیم خواستیم تقلب کنیم نتوانستیم
زارعی اولین نفر بود که رفت.. این جناب پاشاپور هم اصلا به ما تقلب نرسوندمنم که دستور زبانم ضعیف....متنفرم ازین درس حالا اگر قواعد عربی بود یچیز..والا....من جز نفرات آخر بودم برگه ام را میدادم تازه وقت هم کم آوردم....استاد بمن گفت بیار دختر برگتو و به روناک هم گفت دختر چه میکنی حرف نزن....
و من برگه ام راتحویل دادم و استاد محمدی گفت چیه تو روزه رو گرفتی یا روزه تورو گرفته گفتم روزه منو گرفته
( والا این امتحان منو گرفته بود یکی نبود بگه
نمرات گلشن راز رو هم هنوز نزدن نمیدونم استادش چکار میکنه ما31 ام امتحان دادیم میره میخوابه و گردش میکنه آخر سر ده بی سی 15 میکنه نمره میده بعد میگه تمام مدت در حال امضا کردن بودم فککرده ما خودشیم نمراتمونو که زد بعد میگم اسم استادمون چیه؟؟؟
هممونم 12و 13 و14 میده فقط به چندتا که مد نظر خودشن 20 میده یا جل الخالق بسم الله
(ظلم هرگز پایدار نمی ماند بدانید ای بندگان ظالم خدا که خداوند قدرت شما را ویران و با خاک یکسان خواهد کرد
بچه های هم اتاقیم رفتن خونشون شنبه برمی گردند و من اینجا دلم گرفته و تنهام ....باید بارو بندیلو جمع کنم (اونم چه بارو بندیلی یک خاور)برم اما اگر این دانشکده دست از سر تعطیلات برداره تا من برم کارامو انجام بدمو بعدش برم خونمون ....برای خونه دلتنگم
دیروز تو تلگرام با نگار حرف زدم دلم براش تنگ شده بود نگار که رفت کرمانشاه و راحت شد از دست اینا همشون.... مهدیه میرزایی پیام گذاشته که داره میره گلخونه......راستی قراره با روناک و سمیرا و کریمی مرجان و دیگه نمیدونم کی.... بریم گنجنامه قبل رفتن.... فعلا که خبری نیست....
خب دیگه نوشتن کافیه و من باید برم....
به خدای بزرگ میسپارمتون همگیتونو...
اگر اشتباه تایپی داشتم ببخشید چون حوصله دوباره خوندن رو ندارم
برچسب: اومدم,
نویسنده: آرتمیس جعفری